آیتالله دژکام، به تبیین دقیق آیات ۱۳ و ۱۴ سوره مبارکه «یس» پرداخت و گفت: بحث ما درباره آیات مبارک سوره «یس» به آیات سیزدهم و چهاردهم رسید؛ جایی که پروردگار متعال در این آیه و آیات بعدی، داستان فرستادن پیامبرانی به سوی انطاکیه که یکی از شهرهای مهم روم بوده است را بیان میکند.
بر اساس این آیات، وظیفه ما متناسب با درسهای قرآنی چیست و چه باید باشد؟ خداوند میفرماید: ما کسانی را به سوی مردم این شهر فرستادیم (در تاریخ گفتهاند انطاکیه بوده است.
چند نکته در اینباره شایسته توجه است.
انطاکیه در آن روزگار از مهمترین مراکز تمدنی جهان بهشمار میرفت.
همواره وقتی پیامبران به میان مردم میآمدند، با جامعهای روبهرو میشدند که از خدا و شریعت الهی غافل شده و رویگردان گشته بودند.
او، گفت: نکتهای که هفته قبل عرض کردم این بود که کسانی که به انطاکیه رفتند، مستقیماً پیامبر از جانب خدا نبودند، بلکه حضرت عیسی(ع) آنان را فرستاده بود؛ با این حال، خداوند درباره آنان میفرماید: «ما فرستادیم.
خود آنان نیز گفتند: «ما فرستاده خداییم». از این مطلب استفاده میشود که نمایندگان پیامبران، هنگامی که سخن الهی را ابلاغ میکنند، در چارچوب مأموریت خویش، شأنی وابسته به رسالت دارند.
نماینده ولیفقیه در فارس تصریح کرد: از اینجا این نکته بهدست میآید که عالمان دینی که وارثان انبیا هستند و پس از پیامبر وظیفه تبلیغ دین را بر عهده دارند در جامعه دارای جایگاهی دینیاند و مردم باید حرمت این جایگاه را نگاه دارند. این معنا در فرهنگ دینی ما سابقهای روشن دارد.
در تشییع مرحوم آیتالله طالقانی، امام راحل فرمودند ببینید مردم چه شعارهایی میدهند؛ مردم با فطرت و آگاهی دینی خود میدانند نقش عالم در جامعه، ادامه نقش پیامبر است.
آیت الله دژکام با اشاره به حدیث «العلماء ورثه الأنبیاء»، اظهار کرد: این مطلب از مبانی بحث ولایت فقیه نیز بهشمار میرود.
اگر امروز در کشور ما نظام سیاسی بر پایه ولایت فقیه بنا شده است، یکی از مبانی آن همین است که عالمِ دینی، نایب و وارث پیامبر است.
اگر این مبنا پذیرفته شود، بخشی از استدلال ولایت فقیه نیز روشن میشود و از این آیات همین معنا فهمیده میشود.
ملاصدرا نیز در تفسیر سوره «یس» به این نکته اشاره کرده و گفته است که فرستادگان حضرت عیسی(ع) گفتند ما از جانب خداییم، و این سخن درست است؛ زیرا کلام خدا را به نمایندگی ابلاغ میکردند.
نماینده مردم فارس در مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نحوه برخورد کافران با پیامبران گفت: اما طرف مقابل، که کافران بودند، چگونه برخورد کردند؟ گفتند «مَا أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنَا»؛ شما جز بشری همانند ما نیستید.
اگر خدا میخواست کسی را بفرستد، باید فرشته میفرستاد. پس سخن شما را نمیپذیریم. در اینجا یک پرسش مهم مطرح میشود که اگر بخواهیم بفهمیم سخنی از جانب خداست، چگونه باید تشخیص دهیم؟ بسیاری میگویند باید معجزه بیاورد. معجزه یکی از راههاست؛ اما پیش از آن، عقل معیار تشخیص است.
خداوند به ما عقل داده تا حق را از باطل جدا کنیم. اگر سخن پیامبر حق باشد، عقل آن را تصدیق میکند؛ و اگر مدعی دروغین باشد، سخنش مخالف عقل خواهد بود و پذیرفته نمیشود.
وی ادامه داد: برای نمونه، علمای ما در ردّ بابیت، عمدتاً با استدلالهای عقلی و علمی سخن گفتهاند. در مقدمه ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار ـ که درباره امام زمان(عج) است.
حدود نود صفحه در ردّ بهائیت نگاشته شده و استدلالهایی ارائه شده که عقل آن را درمییابد. بنابراین خداوند عقل را به ما داده تا سخنان را بسنجیم و حق را بپذیریم.
در مواجهه با دعوتهای گوناگون نیز معیار، عقل است. قرآن مکرر میفرماید «أفلا تعقلون». با عقل میتوان تشخیص داد چه کسی سخن حق میگوید و چه کسی باطل.
آنان که گفتند خدا برای ما بشر نمیفرستد، به جای آنکه سخنان پیامبران را با عقل خود بسنجند، بهانه آوردند.
اگر فرشتهای هم میآمد، باید به گونهای قابل ادراک میبود؛ وگرنه فرشتگان همواره حضور دارند. پس معیار، عقل است.
امامجمعه شیراز با تأکید بر قدرت استدلالی دین گفت: پیامبران در پاسخ منکران گفتند « قَالُوا رَبُّنَا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ»؛ پروردگار ما میداند که ما به سوی شما فرستاده شدهایم.
عقل نیز میگوید پرستش بتها باطل است. رومیان و یونانیان مشرک بودند و خدایان متعدد میپرستیدند، در حالی که عقل، پیش از آمدن پیامبر هم چندخدایی را نمیپذیرد.
برای بطلان بتپرستی نیازی به معجزه نیست؛ عقل آن را رد میکند. فیلسوفان الهی در طول تاریخ درباره توحید بحث کردهاند و همواره برای یگانگی خدا دلیل آوردهاند.
عقل، تعدد خدا را نمیپذیرد. پس باید عقل خود را فعال کنیم و حقانیت پیامبران را دریابیم.
نماینده ولی فقیه در استان فارس در تشریح مراحل دینداری و وظایف پیامبران اظهار داشت: پیامبران پس از بیان رسالت خویش فرمودند «وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ»؛ بر عهده ما جز ابلاغ آشکار نیست. یعنی وظیفه اولیه آنان رساندن پیام الهی است.
در آیات دیگر، وظایف دیگری نیز برای پیامبران ذکر شده است. مقصود این است که در برابر منکران، وظیفه آنان ابلاغ است. هر پیامبر و مبلغی کار خود را با تبلیغ آغاز میکند.
او، گفت: پس از تبلیغ، مردم دو دسته میشوند؛ گروهی میپذیرند و گروهی نمیپذیرند.
امام جمعه شیراز، گفت: اگر کسی ایمان آورد، مرحله بعد آغاز میشود؛ «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ »(آیه ۶۴ سوره نسا)؛ هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به فرمان خدا اطاعت شود.
نماینده ولی فقیه در استان فارس، گفت: ایمان بدون پذیرش حکم پیامبر کامل نمیشود. قرآن میفرماید تا در اختلافات خود، پیامبر را داور نپذیرند و تسلیم حکم او نشوند، ایمانشان کامل نیست.
آیتالله دژکام ،گفت: پس نسبت به کافران، وظیفه پیامبر «بلاغ مبین» است؛ اما نسبت به مؤمنان، مرحله اطاعت و تشکیل جامعه دینی آغاز میشود.
دژکام ،گفت: در این مرحله، حکومت، سازمان اجتماعی و حتی دفاع و جهاد معنا پیدا میکند. بنابراین تشکیل حکومت، ساماندهی جامعه و حتی جنگها، مرحله پس از پذیرش ایمان است، نه صرفِ ابلاغ.
امام جمعه شیراز، گفت: این امر نیز وابسته به همراهی مردم است. چنانکه گفته شده، مردم در تحقق حکومت دینی نقش اساسی دارند و نمیتوان همه امور را صرفاً بر عهده پیامبر دانست. اگر ایمان آوردیم، باید از پیامبر و جانشین او پیروی کنیم، برای تحقق عدالت بکوشیم و جامعه دینی را سامان دهیم. نوع اقدام پیامبر بسته به شرایط متفاوت است.
نماینده ولی فقیه در استان فارس، گفت: گاه تبلیغ، گاه تشکیل حکومت و گاه دفاع از اصل دین.
او، با اشاره به شرایط سخت دفاع از دین گفت: سختترین مرحله آنجاست که اصل دین در معرض نابودی قرار گیرد. در چنین وضعی، حتی اگر یاوری نباشد، وظیفه دفاع باقی است؛ «فَقَاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَکَ»(آیه ۸۴ سوره نسا)؛ در راه خدا بجنگ که جز خودت مکلف نیستی.
در جنگ احد، هنگامی که بسیاری پراکنده شدند، امیرالمؤمنین علی(ع) ایستادگی کرد و از پیامبر دفاع نمود و جبرئیل درباره او گفت «لا فتی إلا علی، لا سیف إلا ذوالفقار»، اما در کربلا، امام حسین(ع) در شرایطی قرار گرفت که یارانی اندک داشت و برای حفظ دین، تا پای جان ایستاد.
- نویسنده : مریم توانا






























