برگزاری مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان فارس
برگزاری مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان فارس
مراسم عزاداری شب تاسوعای حسینی در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان فارس با سخنرانی آیت الله دژکام برگزار شد.

متن کامل سخنان آیت الله دژکام در این مراسم به شرح زیر است :

خدای متعال در آیه ۱۱۳ سوره مبارکه هود می‌فرماید: «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ».

شب تاسوعای حسینی و شب توسل به قمر بنی‌هاشم است. خدای متعال روح همه شهیدان را، خصوصاً روح قائد شهیدمان و شهدایی که در این موزه دفاع مقدس در محضرشان هستیم، با حضرت عباس محشور کند و به همه ما توفیق ادامه راه نورانی شهیدان را عنایت بفرماید.

در مجالسی که جنبه مناسبتی دارد ما به موضوعاتی می‌پردازیم که ناظر به همان مناسبت است، اما بنده به خاطر برخی نیازهای خاصی که امروز در جامعه ما وجود دارد و مواجهه‌ای که ما به عنوان جبهه مقاومت با دشمنان اسلام، آمریکا و اسرائیل داریم، و همچنین پیامی که رهبر عظیم‌الشأنمان حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (دام‌ظله‌العالی) در رابطه با این تفاهم‌نامه‌ای که بین رئیس‌جمهور ایران و رئیس‌جمهور آمریکا امضا شد صادر فرمودند، به نظرم رسید که به عنوان یک طلبه و از نگاه فقهی — که ما ولایت را برای فقیه می‌دانیم و ولیّ امر ما به واسطه فقاهتش حکومت می‌کند و اطاعتش بر ما واجب است — یک نگاه از این زاویه داشته باشیم که توضیح دهیم مراد رهبر عزیزمان چیست و مبانی فقهی این پیام کدام است، تا همه ما در ادامه مسیر بهتر بتوانیم در خدمت ولایت باشیم و اطاعت از ولیّ امرمان کنیم. بنابراین، موضوعی که خدمت شما مطرح می‌کنم در رابطه با اصول سیاست خارجی در دین مبین اسلام است.

ما مسلمان هستیم و حکومت اسلامی تشکیل داده‌ایم و حکومت هم در مسائل داخلی و هم در سیاست خارجی باید طبق دستور اسلام عمل کند.

حالا این دستورات اسلام که به عنوان اصول سیاست خارجی نام می‌بریم، چیست؟ چرا موضوع را به این شکل مطرح کردم؟ برای اینکه رهبر عزیز در پیامی که صادر فرمودند درباره این تفاهم‌نامه جمله‌ای گفتند که «اینجانب علی‌الاصول نظر دیگری داشتم.» و این جمله معنایش چیست؟ بنده این چند روز، سوای مطالعاتم و توضیح اجمالی که در خطبه نماز جمعه دادم، برای اینکه بدانم مردم ما چه مقدار این عبارت را دقیق متوجه می‌شوند، در جمع‌های مختلفی سؤال کردم که «علی‌الاصول» یعنی چه؟ برخی عزیزان که درس طلبگی هم خوانده بودند، بعد از سؤال من منتظر توضیح در این خصوص بودند. ما الحمدلله از نظر دل‌های پاک و انگیزه‌های دینی مردم بسیار خوبی داریم و به همین خاطر است که ۴۸ سال در مقابل همه کفر ایستاده‌ایم؛ اما از نظر دانش دینی و فقهی معلوم است مردم ما مثل هم نیستند و طلبه‌هایی که ۷ سال در حوزه درس خوانده‌اند هم نمی‌توانند توضیح دقیق بدهند. بنده هم نمی‌گویم مشکل از آن‌هاست؛ بلکه باید از این فرصت استفاده کنیم و یاد بگیریم. وقتی رهبر عزیزمان با قلم عالمانه خود نکته‌ای را می‌نویسند، مجالی درست کرده‌اند برای منِ طلبه که به مؤمنین منظور آقا را توضیح دهیم.

«علی‌الاصول» یعنی چه؟ بحث شاید مقداری تخصصی باشد اما باید یاد بگیریم تا بتوانیم اطاعت درستی از رهبری داشته باشیم.

ما در کتب استدلالی فقهی، وقتی یک مجتهد با یک سؤال مواجه می‌شود، رسم بوده که در پاسخ به سؤال ابتدا می‌گفتند «تأسیس اصل کنید؛ علی‌الاصول یعنی این.» یعنی اگر ما باشیم و اصول سیاست خارجی اسلام، در این قضیه که پیش آمده باید چه کنیم؟ بعد از اینکه تأسیس اصل می‌کردند، فقها می‌فرمودند «مورد خاصی پیش نیامده که از آن اصل خارج شویم و فتوای دیگری بدهیم.

پس در دو سطح و دو مرحله هر سؤال فقهی را پاسخ می‌دادند؛ یک، اگر اصول فقهی در کار باشد نسبت به پرسش چه جوابی باید بدهیم؟ دو، آیا خصوص این مورد، ویژگی‌ای دارد که با بقیه موارد فرق کند؟ اگر فرق می‌کند پاسخ ما چیست؟

برای روشن‌تر شدن قضیه مثالی می‌زنم؛ وقتی یک مریض برای پزشک خود شرح بیماری را توضیح می‌دهد، دکتر می‌داند دارویش چیست، اما می‌داند این مریض قند یا فشار خون دارد و اگر این دارو را بدهد می‌میرد. داروی درست این است، اما مریض مشکل دارد و نمی‌تواند آن را بخورد؛ لذا دکتر می‌گوید فلان دارو را باید تجویز می‌کردم اما به دلیل مشکلش، قرص دیگری می‌نویسم. فقیه هم همین است؛ طبق اصل وظیفه ما این است، حالا که اصل را گفتم، اگر مورد خاصی پیش آمده باشد نظر دیگری می‌دهد و کاملاً معقول است و جای بحث ندارد.

بنده می‌خواهم این پرسش را پاسخ دهم که اصول سیاست خارجی در اسلام چیست؛ تا بگوییم طبق اصول، الان باید چه می‌کردیم و بعد ببینیم آیا مورد خاصی پیش آمده که کار دیگری کرده‌ایم؟ و مورد خاص چیست و چرا فتوا و حکم عوض شده است؟

پرسش اول این است که ما هستیم و اصولی که در قرآن کریم و احادیث معصومین برای ارتباط جامعه اسلامی با کشورهای غیر اسلامی وضع شده است؛ و قرآن و احادیث معصومین این‌ها را گفته است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که خبرگان قانون اساسی مصوبش کردند، یک فصل دارد به عنوان «سیاست خارجی

در فصل دهم  آمده اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران.
بنده یک بررسی مختصر و مطالعه‌ای کردم؛ از قانون اساسی ما ۱۰ اصل برای سیاست خارجی به دست می‌آید و «علی‌الاصول» یعنی طبق این ۱۰ اصل که این ۱۰ اصل در دو بخش تقسیم می‌شود؛ یعنی ۴ تا به هم مربوط است و ۶ اصل دیگر هم با هم ارتباط دارد و در هر بخش یک‌سری آیات قرآن استفاده می‌شود. این دو بخش را باید از هم تفکیک کنیم و ببینیم چیست.

چهارتای اول این است:

۱. حفظ استقلال در سیاست خارجی: هیچ دولتی و هیچ مجلسی و هیچ سیاستمداری نمی‌تواند به بهانه هر چیزی که در ذهنش می‌آید بگوید استقلال ایران را بی‌خیال می‌شویم و آنچه که سود خودش و طرفدارانش است را بگیرد. استقلال اصلی است که نباید خدشه ببیند.

در اصل نهم و اصل صد و پنجاه و دوم قانون اساسی این مطلب آمده است.

۲. حفظ تمامیت ارضی کشور: یادتان هست آمریکا و اسرائیل بنا گذاشتند ایران تجزیه و تقسیم شود؟ اول جنگ رمضان گفتند ایران به چند کشور تقسیم شود و تمامیت ارضی کشور را از بین ببرند.

قانون اساسی نوشته همه ایران یکی است و یک وجب از خاک ایران هم جدا نمی‌شود. این اصل هم یکی از اصول سیاست خارجی کشور ماست و نمی‌شود وارد هیچ پیمان و تفاهمی شویم که یک گوشه کشور از دست برود.

۳. نفی سلطه‌پذیری: کشوری می‌خواهد زور بگوید و در جمهوری اسلامی ایران هیچ‌کس نباید به رئیس‌جمهور ما زور بگوید؛ چه رئیس‌جمهور آمریکا باشد چه غیر آمریکا. دیدید سخنگوی وزارت امور خارجه ما در برابر سؤال خبرنگار خارجی که دشمنان ما را ابرقدرت معرفی می‌کرد، گفت ما هم ابرقدرت هستیم و ما مسلمانان نباید کوچک شویم که آمریکا برای ما قیافه بگیرد. هر سلطه‌جو، قلدر و زورگویی در دنیا بخواهد برای ما قیافه بگیرد، در قانون اساسی آمده است که وظیفه دولت، ارتش، مردم و همه این است که مقابلش ایستادگی کنند که زور نگوید؛ این در اصل ۱۵۲ است.

۴. عدم تعهد در مقابل قدرت‌های سلطه‌گر: کشوری در سازمان ملل و شورای امنیت ملی حق وتو دارد و می‌گوید ایران باید به ما تعهد بدهد و باید این کارها را انجام دهد. اما ما تعهدی نمی‌توانیم بدهیم.
این ۴ اصل که تمامش به نوعی ایستادن در مقابل ظلم و ستم کشورهای بیگانه است، به عنوان ۴ اصل مشترک آمده؛ حال دلیلش را از قرآن بفهمیم. آیا این‌ها که در قانون اساسی آمده، قرآن گفته یا خودمان نوشته‌ایم؟ اگر کسی به وصیت رهبر شهید عمل کرده باشد که فرمود «هر روز یک صفحه قرآن بخوانید»، برای این بود که این موارد را یاد بگیریم؛ چون آیات بسیار زیادی در قرآن این ۴ اصل را برای ما تأکید می‌کند.

بنده یک آیه در ابتدای سخنانم خواندم؛ آیه ۱۱۳ سوره مبارکه هود می‌فرماید: «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ». ای مسلمانان! اعتماد و اتکا به ظالمان نداشته باشید. ظالم‌تر از ترامپ پیدا می‌کنید؟ در پرونده ترامپ فقط نسبت به کشور ما، کشتن شهید سلیمانی و بزرگ‌تر از آن، به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب است؛ کسی بخواهد به ترامپ اعتماد کند، شدنی نیست.

«وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»؛ اگر اعتماد به ترامپ کردیم چه بر سر ما می‌آید؟ برخی فکر می‌کنند دنیا را از دست می‌دهیم؛ خدا می‌فرماید آخرت از دست می‌رود و جهنمی می‌شوید. اگر کسی بنا شد تکیه کند به امضای رئیس‌جمهور آمریکا — البته بنده نمی‌گویم چرا امضا گرفتیم که گاهی لازم است تا سند مکتوب بگیریم — اما اگر به امضا دلخوش باشیم اشتباه است. او نامرد است و به کدام امضایش عمل کرده؟ روی حرف نامرد نمی‌شود حساب کرد و قولش قول نیست.

اگر اعتماد کنیم، نه فقط دنیا را از دست می‌دهیم و به کشور و جمهوری اسلامی ضرر می‌رسد، بلکه جهنمی هم خواهیم شد و این اصل قرآنی است؛ که همان حفظ استقلال است.

خدا می‌فرماید دست به زانوی خود بگیر و بلند شو و کاری به آن‌ها نداشته باش. اما اگر دست در دست ترامپ گذاشتی تا بلند شوی، اولین ضررش این است که انسان جهنمی می‌شود.

مگر نگفت تمدن شما را نابود می‌کنم؟ مگر نگفت کشور را تقسیم می‌کنیم و کردستان و سیستان را جدا می‌کنیم؟ مگر پسر خبیث پهلوی نگفت کشور را قسمت کنید و تکه کوچک را به من بدهید تا شاه شوم؟ خاک بر سرش! او تکیه کرده بود به زور ترامپ و نتانیاهو.

هم دنیا و هم آخرتش خراب شد؛ در دنیا خفت کشید که به او سس گوجه می‌پاشیدند و در آخرت جهنمی شد چون به کافر اعتماد کرد؛ و کلاه یهودی‌ها را بر سر گذاشت و کنار دیوار ندبه در اسرائیل ایستاد.

پدر و مادرش با همه بدیشان، ادعای یهودی بودن نکردند و می‌گفتند مسلمان هستند.

خدا فرموده آتش جهنم سراغتان می‌آید اگر اعتماد کنید؛ و هیچ‌کس به کمکتان نخواهد آمد.

پسر پهلوی در آلمان، کلی تبلیغ کردند برای تجمع طرفدارانش و دستش را از پشت شیشه برای طرفدارانش تکان می‌داد و کسی هم نبود.

خدا فرمود هیچ هواداری نخواهید داشت اگر تکیه کردی به ظالم و کافر؛ این‌طور خواهد شد و هوادار نخواهید داشت.
عزیزان، ۴ اصل داریم.

این ۴ اصل را برای شما خواندم که از قرآن و حدیث استفاده می‌شود: اول حفظ استقلال کشور؛ دوم یکپارچگی کشور و اینکه یک وجب از خاک کشور را نمی‌دهیم؛ سوم هر کسی که بخواهد به ما زور بگوید باید در مقابلش بایستیم؛ چهارم اگر کافر گفت تعهد بده و برای ما کار کن، جواب ما منفی است و ما مسلمانان برای خودمان کار می‌کنیم.

یک نکته در اینجا ذکر کنم؛ برخی کارشناسان در تلویزیون نظر خود را می‌گویند؛ البته غرض ندارند اما دقت ندارند. این اصول را باید درک کرد.

در یک برنامه کارشناسی می‌گفت: میانجی‌گری بین ایران و آمریکا در تراز قطر و پاکستان نیست و یک ابرقدرت دیگر باید بیاید. ما این کار را نمی‌کنیم و نکردیم، چرا؟ چون اگر ابرقدرت دیگری که اسم می‌برد بیاید که زیر بلیت آمریکا نباشیم، زیر بلیت آن‌ها خواهیم بود! اما خدا گفته ما مستقل هستیم.

این دو کشور اسلامی هستند و مسلمان‌اند. شما سفر قائد شهید به پاکستان را ببینید؛ جمعیت مسلمانان پاکستان چطور برای استقبال آمدند؟ الان برای تشییع جنازه رهبری چقدر پاکستانی اسم نوشته‌اند؟ خاک آن کشور اسلامی است و اسمش یعنی مردمش پاک هستند و نجس نیستند؛ و کافر نجس است.

اصول سیاست خارجی مسلمان این است که ولو فلان کشور قدرتش بیشتر باشد، اما ما نه شرقی هستیم و نه غربی. خدا بالای سر ماست و امام زمان (عج) و به هیچ‌کس وابسته نیستیم.

شاید با آن کشورها معامله می‌کنیم و قرارداد راهبردی داریم، اما زیر بلیتشان نیستیم و استقلال داریم و حفظ استقلال کشور اصل اول سیاست خارجی است.

اگر کسی به اسم آزادی خواست به استقلال کشور ضربه بزند باید جلویش گرفته شود.

اینکه برخی رفتارهایی انجام می‌دهند و حرف‌هایی می‌زنند که خلاف استقلال کشور است، اشتباه است و استقلال کشور باید حفظ شود.

اصل ۹، اصل ۱۱، اصل ۱۵۱، ۱۵۲ و ۱۵۳ قانون اساسی را بخوانید. رهبری فرمودند «من علی‌الاصول نظر دیگری داشتم.

این اصول همین است؛ وقتی رفتار آمریکا را نگاه کنیم — دیروز در سوئیس مگر حرف نامربوط نزدند؟ — یعنی آن‌ها نمی‌خواهند استقلال ما را ببینند و هیئت مذاکره‌کننده ما کار خوبی کرد که جلسه را ترک کرد و برگشت؛ وقتی زور می‌گوید و استقلال ما را زیر سؤال می‌برد، اصل می‌گوید با این‌ها ارتباط نگیرید.

این اصول را بلد نیستیم و در اطاعت از رهبری گیر می‌کنیم. جمله رهبری یعنی اینکه «با توجه به اینکه آمریکا هیچ قول و حرفش قابل اعتماد نیست، باید به آن‌ها بگوییم با شما حرفی نداریم.

حالا آیا ویژگی خاصی پیدا شده که الان کار دیگری می‌کنیم؟ بله، به نظر می‌رسد پیدا شده است.

قبل از جنگ ۴۰ روزه رمضان، هر وقت می‌خواستیم یک حرفی بزنیم و حق خود را مطالبه کنیم، دشمن فوری می‌گفت «همه گزینه‌ها روی میز است.

یعنی گزینه جنگ مطرح می شد اما الان آخرین گزینه را آمریکا رو کرده است و ما به مرحله‌ای رسیدیم که رو در روی طرف مقابل ایستاده‌ایم و می‌گوییم جنگ.

آن‌ها دیدند در جنگ نظامی می‌بازند و فهمیدند ما تنش را در جنگ کنترل کردیم؛ یعنی می‌توانستیم بیشتر بزنیم و از آن‌ها کشته بگیریم.

خود تحلیلگران آمریکایی و معاون ترامپ که استعفا داد، گفت: «ایرانی‌ها تنش را کنترل می‌کنند؛ زورشان می‌رسد اما کنترل می‌کنند.

در جاهایی کنترل تنش کردیم؛ شریان اقتصادی آن‌ها را می‌توانستیم بیشتر تنگ کنیم. برخی کشورهای همسایه ما یک خط لوله نفت دارند که از آن طرف دریای سرخ می‌رود و یک پهپاد شاهد ما کافی بود تا بزنیم و این خط را قطع کنیم و چند میلیون بشکه نفت روزانه قطع می‌شد.

ما کنترل تنش کردیم.

رهبر شهید انقلاب در سخنرانی آخر فرمودند «آن‌ها ناو آوردند که خطرناک است، اما خطرناک‌تر از ناو چیزی است که ناو را در دریا غرق کند.

یعنی ما می‌توانیم بزنیم، اما کنترل تنش کردیم و می‌خواستیم به کشور قلدر بگوییم اگر بخواهیم بزنیم، می‌زنیم.

رهبر عزیز در پیام آغاز دوره رهبری خود فرمودند «کشورهای خلیج فارس شاهد معجزه الهی هستید؛ یک قدرت الهی و دینی در عالم ظهور کرده است که قدرت جمهوری اسلامی است.

این قدرت اگر به اینجا رسیده، آیا اکنون می‌توانیم فرض کنیم که یک تغییری دهیم که آنها دیگر نمی‌توانند زور بگویند و تفاهم کرده و متارکه جنگ داشته باشیم؟ فرض این ممکن است.

رهبری در ادامه پیام خود فرمودند که رئیس‌جمهور گفت «با استناد به این قدرت حق مردم را می‌گیریم؛ و قدرت نظامی جمهوری اسلامی می‌تواند.

رئیس‌جمهور تعهد کرد اگر دشمن خواست زور بگوید زیر بار نمی‌رویم.

یعنی همین اصول را متعهد شد. پس من اجازه را صادر نموده‌ام که تفاهم شود.

بعد فرمودند تعهد و قول داده اند و باید پای تعهد خود بایستند و ما طلبکار هستیم؛ ما یعنی مردم و شخص رهبر طلبکاریم.

طبق اصول باید بزنیم و تمام شود اما رئیس‌جمهور گفت هزینه آن بیشتر همین است.

هزینه جنگ بیشتر است؛ و رئیس جمهور گفته با هزینه کمتر به همان نتیجه می‌رسانم و ما هم از خدا می‌خواهیم که بشود.

در ذهنمان هست که شاید نشود؛ و رهبری فرمودند «به تجربه‌اش می‌ارزد.» و امیدواریم امام زمان (عج) کمک کند تا دردسر مردم کمتر شود.

تا آخر پایش ایستاده‌ایم؛ و نشد، روز از نو روزی از نو.

امروز همه سلاح‌ به ‌دست در خیابان‌ها و  وسط میدان آمده‌اید که نشان دهید چه کسی می‌تواند با ما طرف شود؛ و پای کار نظام ایستاده‌ایم.

بنده اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی را توضیح دادم.

اصول اقتضایش این است که استقلال حفظ شود؛ یک وجب زمین ندهیم و زیر بار زور آمریکا نرویم.

در مذاکره این اصول حفظ شود، با آن مخالف نیستیم و اگر حفظ نکردند، سلاح ما جواب آمریکایی‌ها را خواهد داد.

دوباره آیه را می‌خوانم «وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ»، به کسانی که ظالم هستند اعتماد و تکیه نکنید که آتش جهنم به شما مى ‏رسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام یارى نخواهید شد.

روزی که شمر وارد کربلا شد، یک نامه با خود آورده بود. از عبیدالله بن زیاد نامه گرفته و نوشته بود «ابوالفضل در امان است» تا عباس را این طرف بکشانند و حسین(ع) را بی‌برادر کنند.

پشت خیمه‌ها آمدند.

عباس با سه برادر دیگرش — فرزندان امّ‌البنین — در خدمت امام حسین نشسته بودند و آن‌قدر احترام می‌گذاشتند که هرچه شمر صدا زد، عباس جواب نداد.

امام حسین فرمود گرچه فاسق و ظالم است، جوابش را بدهید.

شمر به حضرت عباس(ع) گفت «برای تو امان‌نامه گرفته‌ام؛ حسین را رها کن.» و حضرت عباس(ع) فرمود «نامه را آتش بزن! برای دو روز زندگی دنیا پسر زهرا را رها کنم؟ این نامردی را نخواهم کرد.

  • نویسنده : مریم توانا