مراسم سومین سالگرد شهدای حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)
مراسم سومین سالگرد شهدای حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)
در آستانه فرا رسیدن چهارم آبان‌ماه، سومین سالگرد شهدای والامقام حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ علیه السلام، سوّمین حرم اهل‌بیت علیهم السلام، غرق عزا و ماتم است.

همراه با اقامه نماز مغرب و عشاء، نخستین شب مراسم بزرگداشت این شهدای گلگون‌کفن، با حضور خانواده های معزز شهداء و زائران و مجاوران آستان مقدس، باشکوه فراوان در شبستان امام خمینی(قدس سره)، برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی و امور بین الملل آستان مقدس، در این مراسم که اجرای آن‌را نجم‌الدین شریعتی به عهده داشت، حجت‌الاسلام و المسلمین حامد کاشانی به ایراد سخن پرداخت و مداحان اهل‌بیت علیهم السلام، حاج سعید حدادیان و حاج محمدحسین حدادیان، ضمن مرثیه‌سرایی، دعای روح‌بخش کمیل را هدیه به ارواح طیبه شهداء قرائت کردند.

در مراسم جمعه شب نیز حجت‌الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان، سخنرانی و حاج میثم مطیعی، مداحی می کند.

دومین شب مراسم سومین سالگرد شهدای حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع)

سومین سالگرد حمله تروریستی ددمنشانه به خدام و زائران سومین حرم اهل‌بیت (ع)، همراه با اقامه نماز مغرب و عشاء به امامت تولیت آستان مقدس، باحضور زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ (ع) و خانواده های معزز شهداء، با شور و شکوه فراوان در این بارگاه منور برگزار شد.

در این مراسم حجت‌الاسلام و المسلمین پناهیان به ایراد سخن پرداخت و حاج میثم مطیعی، در رثای شهدای گلگون‌کفن حرم مطهر، مرثیه‌سرایی کرد.

در شب نخست این مراسم نیز، حجت‌الاسلام و المسلمین حامد کاشانی، سخنرانی و حاج سعید حدادیان و حاج محمدحسین حدادیان، مداحی کردند.

حجاب و چادر، امروز پرچم اسلام ناب است

در عرصه جنگ نرم آن چیزی که هدف است، پرچم عفاف و حجاب است. هدف دشمن همین است و اگر این پرچم زمین گذاشته شود، این خاکریز و تمام ارزش‌های اسلامی فرو می‌ریزد.

پشت این خاکریز صدها ارزش داریم و اگر دشمن این خاکریز را فتح کرد، همه آن ارزش ها از دست می‌رود.

بی‌حجابی که الان در بعضی اماکن و فضاها وجود دارد، عادی نیست بلکه طراحی دشمن است.

در این باره مقام معظم رهبری(دامت برکاته) بارها فرمودند که سرویس‌های جاسوسی سیا، موساد و صهیونیست‌ها دست به دست هم داده‌اند تا حجاب و عفاف را از مملکت ما بگیرند و این مسئله مثل روز روشن است و باید همه مسئولان هوشیار باشند.

مراسم اختتامیه دوره جامع آموزشی «خدمتِ عالِمانه» ویژه «گروه آمرین» خدام افتخاری خواهر، با حضور حجت الاسلام والمسلمین دکتر ابراهیم کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسلام، در رواق دارالذکر حرم مطهر برگزار شد.

دکتر کلانتری در ابتدای این نشست که در آستانه فرا رسیدن سوّمین سالگرد شهدای مظلوم حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت شاهچراغ علیه‌السلام، برگزار شد، ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره شهدای گلگون‌کفن این بارگاه منور، ضمن تقدیر از مساعی و خدمات خدام افتخاری «گروه آمرین»، پیرامون وجه تسمیه این گروه، گفت: کلمه آمرین از آیه ۱۱۲ سوره توبه گرفته شده است: «الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ»؛ «فرمان‌دهندگان به معروف و بازدارندگان از منکر».

او، گفت: باید همواره توجه داشت که ما نباید در اسلام، مرید شخص خاصی باشیم و اگر در جایی هم مرید پروری شده، این خلاف مشرب اهل‌بیت علیهم السلام و اسلام ناب است.

باید بخواهیم به عنوان خادم اهل‌بیت(ع) و برای رضای خداوند در این حرم مطهر که مدفن یکی از ذریّه‌های پاک پیامبر گرامی اسلام(صَلَی اللهُ عَلَیه و آلِه و سَلَّم) است، خدمت صادقانه داشته باشیم. در مکتب اهل‌بیت(ع) به ما آموخته اند که هیچ وقت نیت الهی خود را به خاطر شخصی خاص خراب نکنیم.

خواهری که در خیابان امر به معروف و نهی از منکر که امر خداوند است را انجام می دهد نباید به خاطر شخص خاصی این فعل را انجام ‌دهد، بلکه باید رضای خداوند را مدنظر داشته باشد.

تولیت آستان مقدس، گفت: مولوی در مثنوی معنوی، نبرد حضرت علی (ع) با عمروبن عبدود را این طور ذکر می‌کند که امام امیرالمومنین (ع) هنگامی که پهلوان نامی عرب را به زمین انداختند، در مقابل عمرو بن عبدود، خشم خود را فرو بردند و در کشتن او درنگ کردند تا عملشان ذره اى شائبه و غضب شخصی نداشته باشد.

ایشان به همه ما درس دادند که این نام و نشان‌ها هیچ کدام ماندگار نیستند.

از عـــلی آمــــوز اخلاص عــمل

شیر حـق را دان مطـهر از دغـل

گفت من تیغ از پی حق مــــی زنم

بنده حقم نه مـــأمور تـــنم

استاد دانشگاه تهران، تصریح کرد: آقا امیرالمومنین (ع) به همه تاریخ و به ما شیعیان درس دادند که کار باید برای رضای خدا انجام شود و این نام و القاب ها هیچ منفعتی ندارد.

اگر بخواهیم برای همدیگر کار کنیم هیچ ارزشی ندارد و بیشتر جنبه سرگرمی دارد و این کار، بازی و فریب دنیا است.

کار خوب و بدون ریا است که نزد خدا باقی می‌ماند.

به همین خاطر است که در هنگام قیامت همه چیز از بین می رود و آنچه نزد خداست باقی می‌ماند:

«ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللهِ باق»؛ «آنچه نزد شماست فنا مى‌شود و آنچه نزد خداست باقى مى‌ماند» (سوره نحل آیه ۹۶)

تولیت آستان مقدس، در ادامه به بیان برخی نکات و اصول که آمرین لازم است مدنظر قرار دهند، اشاره کرد و گفت: اصل اول این بود که باید توجه داشت امر به معروف و نهی از منکر، یک کار واجب است.

همان طور که در کتاب جهاد فرهنگی( نویسنده: دکتر ابراهیم کلانتری) نیز ذکر شده، حجاب و چادر، امروز پرچم اسلام ناب است. دشمن قصد دارد این پرچم را زمین بزند.

همان طور که در جنگ‌های قدیم ابتدا علمدار و پرچمدار نبرد را از بین می بردند تا در همرزمان احساس شکست پیش آید.

او، گفت: در عرصه جنگ نرم، آن چیزی که هدف است، پرچم عفاف و حجاب است.

هدف دشمن همین است و اگر این پرچم زمین گذاشته شود، این خاکریز و تمام ارزش‌های اسلامی فرو می‌ریزد.

این مقام مسئول، گفت: پشت این خاکریز صدها ارزش داریم و اگر دشمن این خاکریز را فتح کرد همه آن ارزش ها از دست می‌رود. بی‌حجابی که الان در بعضی اماکن و فضاها وجود دارد، عادی نیست بلکه طراحی دشمن است.

در این باره مقام معظم رهبری(دامت برکاته) بارها فرمودند: که سرویس‌های جاسوسی سیا، موساد و صهیونیست‌ها دست به دست هم داده‌اند تا حجاب و عفاف را از مملکت ما بگیرند و این مسئله مثل روز روشن است و باید همه مسئولان هوشیار باشند.

نتانیاهو، یزید زمان، این شخص کثیف و منفور صهیونیست با صدای بلند مسئله «زن، زندگی آزادی» را بیان می‌کند و با کمال تأسف بعضی از دختران ما متوجه نمی‌شوند که زیر پرچم چه کسی حرکت می‌کنند.

کلانتری، با بیان اینکه حجاب، اوج لطف و رحمت الهی است، گفت: کسانی که مسئله زن، زندگی آزادی را مطرح می‌نمایند، خود روزانه صدها زن را قتل عام می‌کنند و به شهادت می‌رسانند.

آنها به لحاظ ایدئولوژیک این تفکر را دارند که به جز قوم یهود هیچکس نباید زنده بماند و این جهان‌بینی آنها است.

به همین دلیل، اهمیت کار آمرین در حرم مطهر، اهم واجبات است و در آن هیچ شکی نیست.

او، در خصوص دومین اصلی که خدام گروه آمرین باید مدنظر قرار دهند، گفت: اصل دوم، اصل زائر محوری است و این از فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می‌باشد که بارها فرموده اند باید به تکریم زائران و مجاوران حرم‌های مطهر، توجه ویژه شود. ما باید به عنوان کسی که ولایتمدار هستیم، این امر را سرلوحه کار خود قرار دهیم. وظیفه ما این است که همه کسانی را که به قصد زیارت به این حرم مطهر می آیند، تکریم کنیم.

تولیت آستان مقدس، شیوه بیان محترمانه در مواجهه با زوار را سومین اصلی عنوان کرد که خدام باید مدنظر قرار دهند و گفت: اصل سوم درباره شیوه بیان است.

در برخورد با زائر اهل‌بیت (ع)  باید محترمانه‌ترین کلمات را برای همه‌ی اشخاص و تیپ‌های شخصیتی به کار برد.

امر به معروف و نهی از منکر باید با مهربانی بیان شود.

مقام معظم رهبری(مدظله العالی) می‌فرمایند: «آمر به معروف و ناهی از منکر باید خودش به آنچه دارد امر و نهی می‌کند، هم عالِم باشد و هم عامِل».

او، گفت: رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند: «رفیق لمن یامر و رفیق لمن ینهی»، با رفق و مدارا، امر و نهی کنید.

امر و نهی، یعنی دستور دادن بکن- نکن، غیر از تمنا کردن است؛ اما همین را با رفق، مدارا و محبت و نه با خشونت انجام دهید.

اگر به تندی حرف زدیم نتیجه معکوس دارد و لجبازی شروع می‌شود.

نکته دیگر که باید مدنظر قرار گیرد این است که همه زوّار باید با پوشش کامل و عفاف به حرم مطهر مشرف شوند.

در پایان مراسم اختتامیه به نفرات پذیرفته‌شده در آزمون‌ دوره جامع آموزشی «خدمتِ عالِمانه»، از جانب تولیت آستان مقدس، گواهی «خادم افتخاری فریضه امر به معروف و نهی از منکر»، اعطاء شد.

دوره جامع آموزشی «خدمتِ عالِمانه»، مزین به‌نام مبارک شهیده «معصومه کرباسی»، با هدف ارتقاء سطح کیفی خدمت خالصانه به زائران و مجاوران سومین حرم اهل‌بیت (ع) با تدریس اساتید حوزه و دانشگاه و موضوع «امر به معروف و نهی از منکر»، ویژه گروه آمرین خدام افتخاری خواهر آستان مقدس حضرت شاهچراغ علیه السلام، در حرم مطهر برگزار شد.

سومین حرم اهل‌بیت (ع) میزبان نشست بصیرتی پیرامون «تبیین ابعاد حمله تروریستی به حرم مطهر» برای دانشجویان خارجی دانشگاه‌های شیراز

به‌مناسبت چهارم آبان‌ماه، سومین سالگرد شهدای حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت شاهچراغ (ع) به همت مدیریت ارتباطات و امور بین‌الملل آستان مقدس احمدی و محمدی (ع) با حضور دانشجویان بین‌الملل دانشگاه‌های شیراز از ملیت‌های مختلف و سخنرانی آیت الله علی‌اکبر کلانتری؛ نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری، حجت الاسلام و المسلمین رحیم‌زادگان؛ مدیر حوزه تولیت آستان مقدس و دکتر شیخ‌علی؛ نماینده وزارت امور خارجه در استان فارس، نشست بصیرتی برای دانشجویان خارجی، پیرامون ابعاد مختلف این حمله ددمنشانه برگزار شد.

نماینده مردم استان فارس در مجلس خبرگان رهبری، در این نشست پیرامون مقام متعالی شهداء و نمونه‌های بارز شهدای دوران انقلاب اسلامی، پیشرفت‌های کشور در ابعاد گوناگون و مقاومت و پیروزی ملت ایران در برابر تهدیدها و تحریم‌ها به واسطه نهادینه شدن فرهنگ مقاومت و شهادت در بین آحاد مختلف مردم، به ایراد سخن پرداخت.

مدیر حوزه تولیت آستان مقدس نیز در این نشست، پیرامون جنبه‌های انسانی و آموزه‌های دینی حفظ حرمت و کرامت انسان‌ها و اشتراکات فرهنگی ملیت‌های گوناگون جهان مانند روحیه‌ ظلم‌ستیزی، استقلال و عدم وابستگی، استعمار ستیزی و احترام به حقوق بشر سخن گفت.

حجت الاسلام و المسلمین رحیم‌زادگان، گفت: در دین مبین اسلام و فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی، در کنار توجه به حقوق انسان‌ها، حتی در خصوص رعایت حقوق حیوانات، توصیه های اکید وجود دارد، اما جریانات تکفیری و حامیان صهیونیست آن‌ها، از هیچ جنایتی علیه بشریت و انسان‌های مظلوم و بی‌گناه، فروگذار نمی‌کنند.

او، گفت: دانشجویان خارجی مقیم ایران را سفیران فرهنگی کشور دانست که می‌توانند در کشورهای خود، نقش مهمی در بیان واقعیت‌های اسلام ناب و ایران و خنثی سازی تبلیغات مسموم دشمنان از جمله ایران‌هراسی ایفا کنند و صدای بی‌صدایان و مردم مظلوم فلسطین باشند.

نماینده وزارت امور خارجه در استان فارس، دیگر سخنران این نشست بود که در مورد برتری قدرت سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران به واسطه حضور جوانان مومن و انقلابی و دشمنی نظام سلطه با انقلاب اسلامی و تلاش برای سرنگونی آن در طول این سال‌ها از جمله جنگ تحمیلی ۱۲روزه، سخنرانی و از دانشجویان بین الملل درخواست کرد تا انتقال‌دهنده فرهنگ اصیل ایرانی و اعتقادات دینی مردم ایران در کشورهای خود باشند.

در پایان این مراسم، دانشجویان بین الملل با حضور در محل قبور شهدای آستان مقدس، به مقام شامخ این شهدای والامقام، ادای احترام کردند.

تجدید میثاق دانش‌آموزان شیرازی با شهدای حرم مطهر

امروز یکشنبه، ۴ آبان ۱۴۰۴، همزمان با سوّمین سالگرد شهدای حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت احمدبن موسی الکاظم شاهچراغ (ع)، بیش از ۱۴۰۰ دانش‌آموز مدارس شیراز، ضمن تشرف به حرم مطهر، در مراسمی پرشور با شهدای والامقام این بارگاه منور، به‌ویژه شهدای دانش‌آموز، تجدید میثاق کردند.

برگزاری محفل قرآنی ویژه بانوان، به‌ مناسبت میلاد خجسته حضرت زینب (ع) و بزرگداشت شهدای حرم مطهر

به‌مناسبت ۵ جمادی الاول، سالروز ولادت باسعادت عقیله بنی‌هاشم؛ حضرت زینب کبری سلام الله علیها و همچنین گرامی‌داشت سوّمین سالگرد شهدای حمله تروریستی به حرم مطهر، محفل انس با قرآن کریم، ویژه بانوان، در رواق دارالذکر حرم مطهر حضرت شاهچراغ علیه‌السلام برگزار شد.

برگزاری نشست تخصصی نقد کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟»، در آستان مقدس

نشست چهارم از سلسله نشست‌های تخصصی نقد کتــاب، به همّت معاونت علمی، آموزشی و پژوهشی آستان مقدس حضرت شاهچراغ علیه السلام، در سالن شهید آیت الله دستغیب با حضور جمعی از پژوهشگران و علاقه‌مندان به حوزه کتاب، برگزار شد.

در این نشست علمی، کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟»، نوشته مری ایبرشتات، با حضور مترجم این کتاب؛ دکتر محمد معماریان، توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابراهیم کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسّلام و استاد دانشگاه تهران و دکتر حمیدرضا حقیقت؛ استاد دانشگاه و تحلیل‌گر مسائل سیاسی، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

کتاب «چگونه غرب خدا را واقعاً از دست داد؟»، نظریه ای جدید در باره سکولاریزاسیون است که روند سکولار شدن جامعه‌ی غربی و افول ارزش‌های خانوادگی را در آن را بررسی می‌کند و این ایده را به بحث و بررسی می‌گذارد که آیا مشکلاتی که امروزه جوامع اروپایی و آمریکایی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند در نتیجه‌ی همین بی‌خدا شدن است یا خیر.

این اثر مری ایبرشتات و ترجمه محمد معماریان، در سال ۱۳۹۸ توسط انتشارات ترجمان علوم انسانی در ۳۲۰ صفحه و در ۹ فصل به چاپ رسیده است.

در این کتاب، مری ایبرشتات با داده ها و تحلیل های متنوع سعی می‌کند نشان دهد که رابطه علّی و معکوسی میان افول کلیسا و افول خانواده در غرب می‌توان تصور کرد.

همان قدر که استواری نهاد کتابخانه در قوّت کلیسا نقش دارد، به همان میزان نیز افول خانواده در افول کلیسا نقش داشته است.

یا اگر حد میانه را بگیریم، این گونه نبوده که یکی از این دو فرو بریزد و دیگری را با خود پایین بکشد، بلکه هر دو همدیگر را زمین زده اند.

پس از نقد نظریات رایج، ایبرشتات نظر خاص خود را اینگونه ارائه می‌کند: شاه‌ کلید حل مسئله خانواده است. خانواده همان قطعه گمشده‌ای است که باید وارد این پازل شود تا تصویرِ کامل، نمایان و شفاف شود.

البته این نظریه جدید یک ایده‌پردازی نیست، بلکه مستند دقیقی به شواهد تاریخی است. علاوه براین، به پژوهش‌های اجتماعی و داده‌های آماری نیز توجه زیادی شده است. نویسنده سه فصل کامل را به ارائه این مستندات اختصاص داده است.

همه آنها نشان می‌دهد که افول دین علت یک‌طرفه افول خانواده نیست.

بلکه در بسیاری از موارد عکس این رابطه صادق بوده است. لذا به عنوان یک نتیجه کلی می‌توان گفت که میان افول دین و سست شدن خانواده یک رابطه دوطرفه دیالکتیکی برقرار است؛ هر دو با هم دچار فراز و فرود شده‌اند و می‌شوند.

به همان اندازه که دین به قوام خانواده کمک می‌کند، بنیان خانواده نیز به استحکام دین یاری می‌رساند. به عبارت دیگر دین و خانواده دوشادوش یکدیگر پیش می‌روند و با هم جامعه و زندگی را سرپا نگه می‌دارند.

خانواده برای دین بی‌بدیل است.

سرنوشت‌ساز است.

فراتر از همه، این اهمیت برای جامعه انسانی، بلکه حیات بشری، در اولویت است.

لذا این مسئله برای سکولارها نیز مهم است؛ زیرا این‌جهانی بودن مسائل انسانی هم مبتنی بر بنیان خانواده است.

طبق دیدگاه‌های ارائه شده در کتاب «چگونه غرب خدا را از دست داد؟»، افول خانواده عامل افول دین است.

درواقع این دو مقوله مانند رشته‌های در هم تنیده شده‌اند و حالت تعاملی و تأثیر و تأثری دارند و به شدت به یکدیگر وابسته هستند.

تقدیر از پرستاران درمانگاه حرم مطهر، به‌مناسبت گرامی‌داشت روز پرستار

به‌ مناسبت ۵ جمادی الاول، سالروز ولادت باسعادت عقیله بنی‌هاشم؛ حضرت زینب کبری (س) و گرامی‌داشت روز پرستار، در مراسمی با حضور حجت الاسلام والمسلمین دکتر کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی (ع) دکتر ایمانیه، رئیس هیأت امنای دارالشفاء حرم مطهر و حامد خوشبو؛ مدیر دارالشفاء، از پرستاران شاغل در درمانگاه تخصصی و فوق تخصصی آستان مقدس و واحد امداد پزشکی تقدیر شد.

برگزاری محفل انس با قرآن کریم، به‌ مناسبت سومین سالگرد شهدای حمله تروریستی به حرم مطهر حضرت شاهچراغ علیه السلام و سالروز میلاد باسعادت حضرت زینب (س)

در این محفل نورانی که با اجرای تواشیح و اهدای جوایز همراه بود، قاری ممتاز؛ سید جواد هاشم‌زاده، آیاتی چند از کلام الله مجید را تلاوت کرد.

 نقد کتاب چگونه غرب خدا را از دست داد؟

در این نشست علمی، کتاب «چگونه غرب خدا را از دست داد؟، نوشته مری ایبرشتات؛ نویسنده آمریکائی کاتولیک مذهب، با حضور مترجم این کتاب؛ دکتر محمد معماریان، توسط حجت الاسلام و المسلمین دکتر ابراهیم کلانتری؛ تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی علیهماالسّلام و استاد دانشگاه تهران و دکتر حمیدرضا حقیقت؛ استاد دانشگاه و تحلیل‌گر مسائل سیاسی، مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

دکتر کلانتری در ابتدای این نشست، ضمن تأکید بر اهمیت جایگاه نقد کتاب گفت: نقد، در حقیقت یک زمینه‌سازی برای توسعه فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی است و حرم مطهر در راستای رسالت فرهنگی خود، به این امر مهم، اهتمام ویژه دارد.

استاد دانشگاه تهران، گفت: کاری که توسط مری ایبرشتات، نویسنده کتاب «غرب چگونه خدا را از دست داد؟ انجام شده است.

نمونه یک کار تحقیقی بسیار خوب در پارادایم علم در غرب است.

مطالعه این کتاب برای کسانی که قصد نوشتن رساله دکتری دارند بسیار مفید است.

این کتاب در حقیقت یک کار فرا تحقیق و کاربردی است که در آن مقدار زیادی از کتب نوشته‌شده و تحقیق‌های میدانی که در موضوعات مختلف از جمله سکولاریسم و خانواده در غرب انجام شده همه مورد تحلیل و بررسی قرار داده است و به بررسی روند و ریشه‌های سکولار شدن غرب می‌پردازد و در ضمن این کار، ارتباط میان این فرآیند را با افول خانواده در غرب بررسی می‌کند.

او، گفت: با اینکه این نویسنده در دنیا خیلی مطرح نیست ولی فردی عالم و از خانواده اهل علم بوده کتاب‌های ایشان به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شده اند و اینگونه در فهرست جهانی قرار گرفته اند.

بعضی از منتقدان، ایشان را جزء نویسندگان کتاب‌های زرد می‌دانند و عنوان می‌کنند برخی از کتب ایشان برای جمع‌آوری درآمد بوده و نمی‌توان به آنها خیلی استناد کرد، اما کتاب حاضر اینگونه نیست و از منابع قابل استناد در آن استفاده شده است.

کتاب «خودت را به خواب نزن» نیز از این نویسنده به فارسی ترجمه شده است.

تولیت آستان مقدس، گفت: اگر کتاب چگونه غرب خدا را  از دست داد؟ توسط نخبگان مطالعه شود متوجه بعضی از اشتراکات می شود.

به عنوان مثال، غرب از ۲۰۰ سال قبل در این فضا قرار گرفت و گفت خدا در اذهان جامعه و در رفتار مردم، گم شده است. حال ما باید با مطالعه این کتاب متوجه شویم که چه فرایندی طی شده که غرب به این نقطه رسیده است، تا ما از آن تجربه کسب کرده و در آن مسیر قرار نگیریم.

این که می‌گوئیم غرب گرفتار شد، در واقع حرف ما نیست بلکه خود متفکران غربی به این امر، اذعان دارند و در این زمینه کتاب‌های زیادی نوشته و به نقد این معضل در غرب پرداخته‌اند و از این فروپاشی‌های متعددی که در زمینه‌های مختلف از جمله در عرصه های دین، فرهنگ و خانواده صورت گرفته، به شدت ناراحت هستند.

رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، گفت: بعضی از متفکران سکولار غربی، رسماً اعلام کرده بودند که ما بهشت موعود پیامبران را بر روی کره خاکی درست می‌کنیم، ولی در حقیقت جهان به یک جهنم تبدیل شد، آماری که در این کتاب از فروپاشی خانواده ارئه می‌شود جداً خطرناک است، در بعضی از کشورهای آمریکایی لاتین بیش از ۷۰ درصد از خانواده‌ها فروپاشیده هستند.

او، گفت: سوال اصلی کتاب «غرب چگونه خدا را از دست داد؟ این است که چرا حوالی ۶ قرن پیش، اکثر اروپایی‌ها باور به خدای مسیحی و کردار کلیسایی را مفروض می‌دانستند، در حالی‌که امروزه حتی اشاره به وجود همان خدا در بسیاری از محافل فرهیخته، برخی را پریشان کرده و احساس نارضایتی می‌کنند و در جاهای دیگر هم خداباوری به شدت مورد تمسخر قرار می‌گیرد. در واقع باورهای مسیحی و یهودی در غرب ریشه داشته و دارای متفکران بزرگی بودند، زمانی که ما کتاب‌های آن را مطالعه می‌کنیم مانند این است که در محضر علمای بزگ خود مانند علامه طباطبایی حضور داریم.

کلانتری، در پاسخ به سوال مطروحه، به بخشی از مطالب کتاب حاضر اشاره کرد و گفت: خلاصه استدلال کتاب آن است که بنا به سوابق غرب، افول خانواده صرفاً پیامد افول دین نیست، یعنی خلاف آنچه تفکر مرسوم در مورد این رابطه بیان می‌شود، وجود دارد و من استدلال خواهم کرد که درستش این است که افول خانواده به نوبه خود، مقوِّم افول دینی است. سخنان ابرشتات در واقع یک فرضیه جدید می‌باشد که در این کتاب بیان شده است؛ این کتاب مانند یک رساله دکتری می‌باشد که یک فرضیه را بیان کرده و در فصل‌های بعد به اثبات آن می‌پردازد.

استاد دانشگاه تهران، گفت: طبق نظریه مذکور، اینگونه بود که خانواده در غرب از هم فرو پاشید، لذا کسی نبود که دعوت به حضور در کلیسا کند، با فروپاشی خانواده، دیگر پدر و مادری نبود که فرزندان را به کلسیا و مراسمات عبادی دعوت کند و این سخن اصلی کتاب است.

بر اساس نوشته‌های خانم مری ابرشتات، متفکران غربی اتفاق نظر دارند که خدا در غرب مرده است و همه آنها حرف «نیچه» را که می‌گفت خدا مرد را تکرار می‌کنند.

در غرب در این مورد اجماع وجود دارد، یعنی سکولاریسم به صورت قطعی در غرب اتفاق افتاده است. سکولاریزم در اینجا به معنای بی‌دینی یعنی مرگ خدا می‌باشد.

استاد دانشگاه تهران، در ادامه به نظریه‌هایی که در این کتاب بیان شده و نویسنده آنها را رد کرده است اشاره کرد و گفت: نخست؛ نویسنده بیان می‌کند که عده‌ای معتقد هستند که مردم دیگر نیازی به دلگرمی‌های دین نداشتند و به این خاطر بود که دین از بین رفته است.

روزی باید دین می‌آمد تا مردم احساس کنند که پناهگاهی برای آنها وجود دارد زیرا آنها خود پناهگاه طبیعی نداشتند و به آن نیاز داشتند، بعد از آنکه علم پیشرفت کرد و همه چیز در سر جای خود قرار گرفت و پناهگاهی برای آنها به وجود آمد که دیگر اعتقاد به خدا را از دست دادند و گفتند دیگر نیازی به خدا نداریم اما این نویسنده این نظریه را رد می‌کند و می‌گوید که تنها عامل بی‌دینی این نیست.

او، گفت: دومین نظریه مطرح شده در مورد چرایی کنار گذاشته‌شدن خدا در غرب، پیشرفت علم است.

اینکه علم، روشنگری و خردگرایی باعث شد که مردم غربی، خدا را از دست بدهند.

ایبرشتات، در رد این نظریه می‌گوید که در بعضی از جاها که مردم، عالِم‌تر هستند، خداپرستی بیشتر احساس می‌شود و در بسیاری از خانواده‌های نخبه، خداپرستی و رفتن به کلیسا بیشتر دیده می‌شود.

استاد دانشگاه تهران گفت: سومین نظریه که ایبرشتات مطرح و آن را رد می‌کند، این است که جنگ‌های جهانی دلیل از دست رفتن خدا در جهان غرب است؛ اینکه مردم با مشاهده کشتارهای چند میلیونی، تصور کنند که خدایی وجود ندارد، در نتیجه بی‌دین و بی‌ اعتقاد شدند. نظریه چهارم نیز این است که پیشرفت‌های مادی باعث فربه‌تر شدن و شادمان‌تر شدن مردم شد، در نتیجه مردم گرفتار همین لذت‌های دنیوی شدند و خدا و دین را فراموش کردند.

این مقام مسئول، گفت: مری ایبرشتات، بعد از رد این چهار نظریه، به بیان نظریه خود می‌پردازد.

اینکه زمانی که خانواده سقوط کرد، دین نیز سقوط کرد، این حرف اصلی این نویسنده در کتاب «چگونه غرب خدا را از دست داد؟ که بسیار زیبا مورد بحث قرار گرفته است.

کلانتری، گفت: بنده نظریه ایبرشتات را قبول ندارم، ایشان بحث را ریشه ای و اصولی بیان نکرده‌اند، اگر بخواهیم اصولی بیان کنیم، آن چیزی که ریشه خانواده، دین و خدا را در غرب از بین برده، تفکر اومانیسم و انسان‌گرایی است.

بعد از رنسانس و از نیمه دوم قرن چهاردهم میلادی، اولین لایه‌های این تفکر در غرب شکل گرفت، این تفکر یک اصل بنیادی زیرساختی در لیبرالیسم غربی بوده تمام اتفاقات به همین موضوعات برمی‌گردد، یعنی ستون فقرات غرب، اومانیسم می‌باشد که مخرب اصلی است و همه چیز را بر هم زده و تفکراتی مانند حقوق بشر آمریکایی از دل آن سر برآورده است.

رئیس انجمن علمی انقلاب اسلامی، گفت: به قول «مارتین فوئر باخ» فیلسوف آلمانی برای بشر، خدا همان بشر است»، که این فیلسوف، انسان‌محوری را به جای خدا محوری به کار برده است.

«مارتین هایدگر» دیگر فیلسوف بزرگ آلمانی نیز در تعریف عصر جدید می‌نویسد: «دورانی که ما آن را مدرن می خوانیم، با این حقیقت تعریف می‌شود که انسان مرکز و ملاک تمامی هستندگان است.

«کارل مارکس» فیلسوف و جامعه شناس آلمانی «رادیکال بودن به معنی فهم ریشه ای امور است، اما برای انسان، ریشه خود انسان است.

یعنی مارکس، اصل هستی را انسان می‌داند در حالی که در تفکر اسلامی این گونه نیست؛ «تونی دیویس» استاد و رئیس گروه انگلیسی در دانشگاه بیرمنگام نیز می‌گوید «آنچه در انسان‌ها مشترک است و همه آنها را به اومانیسم تبدیل می‌کند، اعتقادشان به محوریت انسان است». در این تفکرات، اصل و مرکز، انسان قرار داده شده است.

دکتر کلانتری، گفت:در کتاب «بحران‌های دنیای متجدد»، نوشته «رنه گنون» محقق و متفکر تأثیرگذار فرانسوی؛ اینگونه بیان می‌شود که «اومانیسم، نخستین صورت امری بود که به شکل نفی روح دینی مـعاصر درآمده بود و چون می خواستند همه چیز را به میزان بشری محدود کـنند .

بـشری کـه خود غایت و نهایت خود قلمداد شده بود – سرانجام مرحله به مرحله به پست‌ترین درجات وجود بشری سـقوط کـردند». مبدا، مقصد، هدف و همه چیز را انسان در نظر گرفتند در حالی که قبل از رنسانس در تفکر یهودیت و کلام مسیحیت، اصل «الله» بیان شده است و هر چیزی که هست از «الله» شروع می‌شود؛ « اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ»؛ «خدا است که معبودى جز او نیست» (آیه ۲۵۵، سوره بقره). اساس تفکر همه پیامبران الهی نیز همین بوده است؛ «قولوا لا اله الله تفلحوا»؛ و این اولین اصلی بود که برای بشر ترسیم شد و از دل آن نبوت، معاد، عدل و امامت بیرون کشیده شد ولی بعد از آن در همه چیز، انسان مرکز شد و از دل آن سکولاریزم بیرون آمد.

او، گفت: زمانی که انسان، محور بشود، لاجرم، دین، خدا و همه چیز از بین می‌رود.

اومانیست‌ها بیان می‌کنند که جامعه هویت خاصی ندارد و هر چیزی که هست متعلق به فرد می‌باشد و اصل آزادی مطلق را برای بشر در نظر می‌گیرند، مگر اینکه او بخواهد خود را محدود کند و گرنه هیچکس قدرت محدود کردن انسان را نخواهد داشت.

استاد دانشگاه تهران، گفت: سکولاریسم به معنای علم، فرهنگ، تمدن و دین  منهای خدا است.

کسی و جامعه ای که به سمت اومانیسم برود و معتقد به اصالت انسان بشود، بدون هیچ شکی، اتفاق و انحطاطی که در غرب افتاده است برای او نیز خواهد افتاد و آن کسی هم که به سمت «الله» می‌رود و خالق، مالک و ولی مطلق هستی را با یکدیگر بپذیرد، خود را مخلوق و عبد خداوند می‌داند و به تعالی می‌رسد.

از دل خدامحوری، فرهنگ ایثار و مواسات بیرون می‌آید. به تعبیر قرآن «وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ «از آن کسان مباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز چنان کرد تا خود را فراموش کنند. ایشان نافرمانند» (آیه ۱۹، سوره حشر). این آیه دقیقاً تابلو غرب می‌باشد.

او، گفت: آن وجه انسانی که غربی‌های معتقد به اومانیسم معرفی می‌کنند، بُعد ملکوتی انسان نیست، بلکه انسان مادی را بیان می‌کند.

این مقام مسئول، گفت: آنها بعد ملکوتی انسان را قبول ندارند، بلکه لذت‌های مادی زندگی و شهوات را قبول دارند؛ معنویت و انسانیت را کنار گذاشته اند، درنتیجه خدا را فراموش کرده اند.

اگر ما هم در این مسیر را قرار بگیریم به همان نقطه‌ای که آنها رسیدند، می‌رسیم.

دکتر کلانتری، گفت: کسانی که به اسم شناسنامه مسلمان هستند، اگر آنها نیز خدا را فراموش کنند، در نتیجه خود را فراموش کرده و فاسد می‌شوند و خانواده آنها از هم فرو می‌پاشد و به رذایل اخلاقی دچار می‌گردند.

استاد دانشگاه تهران، در خصوص ایراد اصلی کتاب گفت: نقص اصلی کتاب «چگونه غرب خدا را  از دست داد؟

این است که جرقه اصلی و ریشه بنیادی فراموشی خدا را بیان نکرده است.

شاید چون که ما از بیرون به غرب نگاه می‌کنیم وضعیت را به نظر بهتر می‌بینیم .

فردی که وسط صحنه می‌باشد فقط گوشه‌ای از آن را مشاهده می‌کند، اما کسی که از بیرون به آن می‌نگرد همه صحنه‌ها را دقیق می‌بیند.

ما آن اتفاقی را که در غرب افتاده، هم در مورد اومانیسم و هم در مورد سکولاریسم، خوب مورد تحلیل و بررسی قرار داده و در این زمینه کار کرده ایم، کتاب و مقاله نوشته ایم و آنها را تدریس کرده ایم و دقیق متوجه می‌شویم که این جرقه از کجا زده شده اما آنها ممکن است متوجه نباشند و یا اینکه از آن صحبتی به عمل نمی‌آورند و شاید اینکه نمی‌خواهند دیگران علت اصلی آن را متوجه شوند و این ایراد و نقص اصلی کتاب است.

در پارادایم داخلی خودشان، خوب است و خانواده و خدا به یکدیگر ربط دارند و به هم وصل می‌شوند اما این پارادایم از اساس ایراد دارد، یعنی همه چیز به هم خورده است.

نتیجه‌ای هم که به دست می‌آید، خیلی مورد استفاده نیست.

  • نویسنده : مریم توانا