متن سخنان آیت الله دژکام در این دیدار به شرح زیر است:
در ابتدا هفته بسیج را که یادآور ایثار، گذشت و خدمتهای فراوان در طول سالهای پس از تأسیس بسیج است، خدمت همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم.
توفیقی است برای تکتک شما بزرگواران که در خدمت بسیج هستید. بسیج همان مجموعهای است که امام خمینی(ره) نه برای دنیا که برای آخرتش فرمود انشاالله من در آخرت در صف بسیجیان محشور میشوم.
مشخص است که فرهنگ بسیج همان فرهنگ اسلام ناب است که به شکلی ویژه جلوه کرده است.
بنده همیشه خود را یک بسیجی میدانم و خدمت همه فرماندهان محترم عرض میکنم همان طور که امام راحل فرمود من افتخار میکنم که بسیجی هستم، ما نیز افتخار میکنیم.
این بنیان خیر و برکتی که در نظام جمهوری اسلامی گذاشته شده است، بایستی هم حفظ و حراست شود و هم تقویت شود.
نکته دیگری که عرض میکنم، در خصوص مأموریتهای بسیج، اگر بخواهیم در یک کلمه بگوییم، باید حفظ نظام اسلامی را برشمریم. و اگر بخواهیم تفصیل دهیم که سرفصلهایی که سردار بوعلی فرمودند، میتوان در سه دسته جای داد.
بسیج هم مسئولیت سیاسی-امنیتی دارد، هم مسئولیت فرهنگی-اجتماعی و هم مسئولیت اقتصادی. شاید برخی از آنها مسئولیت بسیج محسوب نمی شد اما چون حفظ نظام به این موارد وابسته شده، دیگر جزء مسئولیتهای بسیج شده است.
بنابراین، عرصهای از عرصههای فعالیت درون نظام و در مقابل دشمنان نیست که بگوییم بسیج در آن نقشی ندارد.
مهم این است که برای هر کدام از این مسئولیتها برنامهای مناسب داشته باشیم.
گاهی اوقات ما نیازمندیها را احصاء نمیکنیم؛ یعنی نظام مسائل را در بخشی نداریم و از آن طرف هدفگذاری نمیشود، البته داریم کار میکنیم و این کارها ارزشمند و مفید است، اما هیچگاه معلوم نیست داریم به کجا میرویم و نهایتاً نقطه مطلوب ما کجاست؟و با این مشکل در جمهوری اسلامی مواجه هستیم.
با وجود اینکه مقام معظم رهبری از آغاز رهبری خود در دهه ۸۰ به بعد، اصرار بر برنامهریزی داشتند، اما یا برنامهریزی نکردهایم یا برنامهریزی عالمانه و واقعی انجام ندادهایم و میبینید در مجلس اعتراض هست که برنامه ششم مطابق با واقعیتها نبوده و برای همین به نتیجه نرسیدیم.
یا برنامه هفتم مطابق با واقعیتها هست یا نیست؟ بنده نمیخواهم بگویم اینجا اختلاف کارشناسی به وجود نمیآید اما بدون برنامه نمیتوانیم باشیم و باید به جایی برسیم که همه مجموعههای درون نظام بگویند که برنامه را قبول دارند؛ یعنی حداقل برنامه را اجرا میکنیم و این برنامه نقطه اتکای همه مجموعهها میشود.
برنامهریزی در خود بسیج هم ذیل برنامهای که برای اصل نظام انجام میدهیم، لازم است که ما بدانیم در هر سرفصل کجا قرار میگیریم.
از نظر اولویت، امروز مسئله سیاسی-امنیتی بسیار داغ است و شما شبانهروز بیش از بنده درگیر هستید و میدانم چقدر دوستان تلاش میکنند.
در این خصوص آنی که رخ داد نسبت به چیزی که دشمنان برایمان نقشه میکشند، بسیار کوچک است و کارهای خیلی بدتر و بزرگتر از این را دشمن طراحی کرده است و در طول این چند دهه نقطهای که دشمن ناامید میشود، وقتی است که ملت همه با هم یک تصمیم را بخواهند جلو ببرند.
امام خمینی(ره) این موضوع را در یک جمله فرمود که با یک ملت نمیتوانند طرف شوند.
اما اگر تبدیل شدیم به یک قشر خاص شکست میخوریم.
ویژگی بسیج این است که حیثیت یک ملت را تأمین میکند؛ یعنی بسیج آمده برای اینکه همه اقشار مردم سرزمین ما را تحت عنوان بسیج به هم پیوند دهد و از این جهت موفقترین نهاد، بسیج بوده است و بیانصافی در حق بسیج بوده که کسی بعد از این همه سال بگوید کاری نشده است و بسیج در بسیاری موارد خیلی خوب عمل کرد و نشان داد میتوانیم همه امکانات یک ملت را بسیج کنیم و مقابل دشمن ایستادگی کنیم.
امروز خواهش بنده این است که روی مسئله انسجام ملی به صورت ویژه باز هم تأکید شود؛ چون دستور اخیر رهبری است و اولین موضوع در ۷ دستور ایشان بحث انسجام ملی بود.
اشتباهاتی در بحث انسجام ملی گاهی انجام میدهند و برخی از روی نادانی حرفهایی میزنند اما معلوم شد دین میتواند سبب انسجام ملی شود و «حب الوطن من الایمان»(دوستداشتن وطن از ایمان است).
برخی نادانان میگویند حب الوطن به جای ایمان است که اینگونه نمیشود و شما اگر حبِ وطن را جای ایمان قرار دهید، اکثریت کسانی که حاضرند شهید شوند را از دست میدهید و آنهایی که در میدان هستند، اگر کار برای خدا نباشد، کنار میروند. پس اول باید برای خدا بیاییم و بعد خدای متعال حب وطن را جزء ایمان قرار داده است.
امروز حب ایران به عنوان وطن مردم مسلمان، جزء ایمان است، نه اینکه این حب را به جای دین قرار دهیم و این اشتباه را برخی از فعالان عرصه سیاسی-اجتماعی مرتکب میشوند و این حرف از روی نادانی و نسنجیده صحبت کردن است.
ما دینداری را باید ترویج کنیم و البته میهن و وطن در ضمن آن جا دارد و رشد میکند.
این است که هر چه میتوانیم، باید انسجام ملی را تقویت کنیم و امروز مسئله حساسی بوده و در حسابهایی که ممکن بود در دنیا مهم باشد، نکند کسی حرکتی کند که ذرهای به انسجام لطمه بخورد. نکته خیلی مهمی است و همه باید به هر شکل که میتوانیم به این مسئله کمک دهیم.
نکته دوم که بحث فرهنگی و اجتماعی است، رهبر معظم انقلاب فرموده اند بین مسئله فرهنگی-اجتماعی و مسئله اقتصادی در درازمدت، بحث فرهنگی-اجتماعی اهمیت بیشتری دارد؛ ولی به صورت مقطعی، اقتصادی کار کنید.
بحث فرهنگی-اجتماعی در سالیان اخیر، با وضعیتی که در بحث عفاف و حجاب پیش آمد، لطمههایی خورد.
احساس بنده این است که بخش اساتید و دانشگاهیان اینجا باید بیشتر به میدان بیایند و ما میتوانیم هم دانشگاه و هم امکاناتش را به این سمت بیاوریم.
بنده یک موضوع پژوهشی را به دانشکده علوم اجتماعی شیراز سپردم و در سفر اخیر به معاونان مجلس خبرگان رهبری عرض کردم که دانشگاه این همه هزینه کرده و این کار را انجام داده است و آنها نیروی خودمان هستند و فقط باید آنها را به کار گرفت.
حتی آنهایی که از نگاه جریانی و سیاسی با ما مقداری فاصله دارند، ولی اگر کار بخواهید، پای کار هستند.
گاهی اوقات اینها را بخواهیم و از آنها درخواست کنیم، برای کشور و دینمان است.
برخی اگرچه روشنفکر بازی درمیآورند ولی در دل مخالف دین نیستند و کمک خوبی میدهند. بسیج اساتید ظرفیتهای خوبی دارد.
ما نباید بگوییم بسیج گرداننده صفر تا صد است؛ بلکه بسیج طرح مسئله برای دانشگاه و دانشکده ارائه دهد و خودش حمایت کند و در آخر، هر چه به دست آوردهاند، به دست شما میرسد تا دیگران همراه شوند.
هم انسجام در ذیلش تحقق پیدا میکند و هم در مسائل فرهنگی-اجتماعی خود که باید به راهکار برسیم، آنها راهکاری ارائه میدهند که ادبیاتش با حرف ما متفاوت بود و راحتتر در جامعه پذیرفته میشود که این ویژگی ادبیات دانشگاهیان است.
بسیج اساتید با ۶۰۰-۷۰۰ عضو هیئت علمی، ظرفیت خوبی هستند و اگر در دانشگاه فارس بخواهند جرقه اولیه باشند، هدایت میکنند و ثمر برای خود برمیدارند و اینگونه مسائل فرهنگی و اجتماعی خودمان را با مجموعههای دانشآموختگان و دانشمندان به اشتراک بگذاریم و به نفع نظام جلو ببریم.
اساتید دانشکده اجتماعی شیراز گفتمان رهبری در حکمرانی اجتماعی را بسیار زیبا و کلاسه شده تحویل دادهاند.
نظیر این کارها را بسیج اساتید میتوانند انجام دهند، راهحل را از آنها مطالبه کنید؛ ولو اینکه در نهایت مقالهای بوده که بعد از ارائه، ظرفیت عملیاتی ندارد.
ما خیلی کم حرف تولید میکنیم و در اجتماع حرف دیگران سکه میشود؛ برای اینکه ما حرف خودمان را تولید نکردهایم و بسیج اساتید میتوانند تولیدکننده حرف جدید باشند.
در بخش اقتصادی باز به همین شکل؛ یعنی ما باید اطلس وضعیت اقتصادی استان را داشته باشیم و اینکه میخواهیم چه کار کنیم.
در قسمت اقتصادی، بخش بدنهی جهاد سازندگی و بسیج سازندگی کار میکنند.
به طور مثال ۴۰ درصد آب آشامیدنی که با زحمت تصفیه و قابل شرب میشود، هدر می رود. گناهی از این بزرگتر؟ اسراف یعنی چه؟آیا مدیریت ما درست عمل میکند و به این موارد فکر میکند؟اگر به فکر نیستند، بسیجیها چه کار کنند که مدیران فعال شوند؟به نظرم میرسد یک سری کارها انجام شده اما به صورت یک جریان برای حل مسئله نیست.
یعنی آنچه که الان به نظرمان میآید در فارس میتوانیم انجام دهیم، این است که جریانساز باشیم و این جریانسازی را خدای متعال کمک میدهد.
در خصوص نماز، آموزش آن را فراموش نکنیم، آموزش احکام نماز مسئله مهمی است و به نظر میرسد با همه اینکه بچههای ما با فضیلت هستند، کسری و کمبود دارند و میتوان (به آن) اضافه کرد و نواقص را از بین برد.
در خصوص بحث قرآن، باید به نیروی انسانی خیلی توجه کنیم. در دارالقرآن باید قرآن آموز بیاوریم و اگر ۱۶۰ دارالقرآَن داریم باید هم مربی مناسب داشته باشیم و هم قرآن آموزها را پای کار بیاوریم و حتی اگر یک نفر هم داشته باشیم خیلی است اما بیش از این هم می توانیم.
پیامبر گرامی اسلام به حضرت علی(ع) میفرماید اگر یک نفر را هدایت کنی، از هر چه آفتاب بر آن میتابد بهتر است.
این دارالقرآن و جلسات آموزش نماز، هدایت کردن است پس برای تربیت نیروی انسانی ذیل تعالیم الهی و قرآن کریم و معارف اهل بیت(ع) بیش از این تلاش کنیم که نماز و قرآن عالم را متحول می کند.
- نویسنده : مریم توانا




































