در مکتب الهی ما محور اصلی کار خدا است
در مکتب الهی ما محور اصلی کار خدا است
امام جمعه شیراز در خطبه های امروز نماز جمعه، گفت: گاهی بخاطر تأثیر فرهنگ غربی، اشتباه برداشت می‌شود و برخی تصور می‌کنند هرچه آنجا اصل است، اینجا نیز باید اصل باشد، در صورتی که در مکتب الهی ما، محور اصلی کار خدا است.

 

آیت الله دژکام در خطبه اول نماز جمعه برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه کرد.

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند : “فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ؛ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الاِقْتِصَادُ وَ مَشْیُهُمُ التَّوَاضُعُ”

خدای متعال در قرآن کریم، همه‌  ما را به تقوا و پرهیزکاری امر کرده است.

وظیفه‌ نخست خطبه‌های نماز جمعه نیز یادآوری همین وظیفه‌ی الهی به مردم است.

گاهی این ذهنیت وجود دارد که اگر موضوعات دیگری محور بحث خطبه قرار گیرد، برای برخی از جوانان جذاب‌تر می‌شود.

ممکن است این تصور تا حدی درست باشد، اما وظیفه‌ی خطبه و خطیب ایجاد جذابیت نیست؛ بلکه باید سبک بیان او در بیان موضوعات الهی و دینی، چنان باشد که در کنار حفظ محتوا، تا حد امکان جذاب نیز باشد اما جذابیت هدف نخست نیست؛ آنچه اهمیت اول دارد، محتواست. جذابیت برای آن است که سخن بیشتر شنیده شود و تأثیر بیشتری بگذارد.

گاهی به خاطر تأثیر فرهنگ غربی، اشتباه برداشت می‌شود و برخی تصور می‌کنند هرچه آنجا اصل است، اینجا نیز باید اصل باشد. در صورتی که در مکتب الهی ما، محور اصلی کار خداست. از صدر تا ذیل امورمان باید رنگ و بوی خدایی داشته باشد، وگرنه از ارزش خود ساقط می‌شود؛ هرچند هزاران طرفدار پیدا کند. قرآن کریم نیز فرموده که هدف، کثرت طرفدار نیست، بلکه اصل حق است.

خدا، پیامبر، امام زمان(عج) و همه‌ ما که نوکر و سرباز امام زمان(عج) هستیم، دوست داریم سخن حق الهی بیشتر شنیده شود و طرفدار پیدا کند؛ و این هدف الهی ما است.

در خطبه‌ متقین، امیرالمؤمنین علی(ع) ویژگی‌های افراد با تقوا را با تفصیل ذکر فرموده‌اند که برخی از فرازهای آن را خدمت شما تقدیم کردیم که تا پایان این خطبه مروری خواهیم داشت.

حضرت علی(ع) فرمودند افراد با تقوا در همین دنیا اهل فضیلت‌اند.

این نکته بسیار مهم است؛ زیرا گاهی تصور می‌شود که تقوا فقط مربوط به آخرت بوده در حالی‌که اگر کسی اهل تقوا باشد، سود و منفعت او از همین دنیا آغاز می‌شود.

آدم باتقوا در دنیا اهل فضیلت است.

فضیلت یعنی برتری. باید روشن کنیم که انسان با فضیلت کیست؛ زیرا بعضی افراد جز پول، هیچ معیار دیگری برای فضیلت نمی‌شناسند. اما متقین با فضیلت‌های اخلاقی و انسانی شناخته می‌شوند، نه با ظواهر مادی.

هرکس پول‌دارتر است، در نگاه برخی، خوش‌بخت‌تر به‌نظر می‌رسد؛ در حالی‌که چنین نیست و اشتباه می‌کنند.

فضیلت و ارزش‌های انسانی غیر از پول‌دار بودن است اگر چه پول در جای خودش ارزش ویژه‌ی خود را دارد، اما اکنون قصد نداریم درباره‌ی آن صحبت کنیم.

می‌خواهیم بگوییم فضیلت انسانی چیز دیگری است، و باید به این نکته توجه داشته باشیم.

افراد باتقوا در دنیا اهل فضیلت‌اند.

این فضیلت‌ها را هم باید بشناسیم و هم ترویج کنیم. آیا علم فضیلت نیست؟ چرا است.

همان موضوع انشای معروف که همه شنیده‌اید “علم بهتر است یا ثروت”، این پرسش به این خاطر مطرح می‌شود که دنیاگرایان و اهل دنیا، آن‌قدر تبلیغ می‌کنند و پول را محور ارزش‌ها قرار می‌دهند که ما ناچاریم بار دیگر یادآوری کنیم که علم فضیلت  اخلاق فضیلت است؛ عدالت فضیلت است.

اینکه پولی را که به دست می‌آوری، از کجا آورده‌ای و آیا حرامش نکرده‌ای، خودش فضیلت است. حلال‌خور بودن فضیلت بوده و حرام‌خور بودن رذیله‌ی اخلاقی است.

گاهی خیال می‌کنیم چون چند روز تأکید می‌شود که مدیران دولتی باید درست کار کنند، پس همه‌ی فضیلت‌ها در همان بخش خلاصه می‌شود. در حالی‌که آن توصیه فقط درباره‌ مسئولیت‌پذیری و درست انجام دادن وظیفه است و نباید فضیلت‌های انسانی را با وظیفه‌ی شغلی اشتباه بگیریم.

گای می‌گویند فلان شخص با مرام، جوانمرد، انسان و با کرامت است؛ در منطق دنیا‌زدگان این واژه‌ها معنا ندارد، اما در منطق ایمان، اینها فضیلت‌اند.

اما اولین فضیلت چیست؟ امیرالمؤمنین فرمودند: «مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ»؛ یعنی سخنِ آدم باتقوا همیشه درست، راست و خیرآور است؛ از زبان او جز راستی و نیکی شنیده نمی‌شود.

در این‌باره سه حدیث خدمت شما تقدیم می‌کنم تا ببینیم چقدر باید خودمان را با معیار امیرالمؤمنین تطبیق دهیم. در حدیث اول امام علی(ع) فرمودند “تَکَلّموا تُعرَفوا؛ فإنّ المَرءَ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ، فإذا تَکَلّمَ ظَهَر”، سخن بگویید تا شناخته شوید؛ زیرا انسان پشت زبانش پنهان است و هنگامی که سخن می‌گوید، شخصیت او آشکار می‌شود.

در واقع، انسان تا سخن نگفته، عیب و هنر او نهفته است، و هنگامی که سخن می‌گوید، معلوم می‌شود چه جایگاهی دارد.
امیرالمؤمنین فرمودند “طوری سخن بگویید که شخصیتِ کمال‌یافته‌ی شما از گفتار نمایان شود.

حضرت علی(ع) فرمودند “قُلتُ أربعًا أنزَلَ اللّه تصدیقی بها فی کتابه”، یعنی من چند جمله گفتم که خداوند در قرآن تصدیقشان فرمود، و این همان «قرآن ناطق» است.

یکی از این جملات همین بود که فرمود: «المَرءُ مَخبوءٌ تَحتَ لِسانِهِ»، انسان پشت زبانش پنهان است و وقتی سخن می‌گوید، آشکار می‌شود که کیست.

بنده در جلسات علما بوده‌ام؛ گاهی فردی ناشناخته وارد می‌شود، اما به محض اینکه شروع به سخن گفتن می‌کند، همه در برابرش احساس احترام می‌کنند و درمی‌یابند که صاحب علم و کمال است.

نمونه‌ای تاریخی از این موضوع را خدمت شما عرض میکنم؛ شیخ بهایی، به مدت ۳۶ سال ناشناخته در سراسر جهان اسلام سفر می‌کرد. هنگامی که به مصر رسید، در مجمع علما گوشه‌ای نشست.

علمای بزرگ مصر او را نمی‌شناختند.

ایشان سؤالی مطرح کرد و هر عالِمی پاسخ داد، اما شیخ بهایی به هر پاسخ، اشکالی دقیق وارد کرد.

سپس خود مسئله را توضیح داد و همگان تصدیق کردند.

بار دیگر با بیان دوم و حتی سوم پاسخ داد، به گونه‌ای که بسیاری از بزرگان متحیر شدند و گفتند تنها شیخ یهایی است که می تواند چنین عالمانه سخن بگوید و او را به عنوان عالمی کم‌نظیر شناختند و این است معنای “با سخن شناخته شدن”.
خدای متعال در قرآن کریم سخن علی(ع) را تأیید کرده است. در سوره‌ی محمد، آیه‌ی ۳۰ می‌فرماید “وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ”، یعنی منافقان را از لحن سخنشان می‌شناسی؛ مؤمن وقتی سخن می‌گوید، سخنش پاک و خالص است، اما منافق سخنی می‌گوید که با اساس دین زاویه دارد. اهل فهم می‌دانند که روح سخن مؤمن، نور ایمان است و سخن منافق، بوی نفاق دارد و لحن سخن کافر پر از کفر است گرچه ممکن است انسان عادی نفهمد ولی اهل اشارات می فهمند.

در حدیث سوم از امیرالمؤمنین در خطبه‌ی ۱۷۶ نهج‌البلاغه نقل شده است “قال رسولُ اللّهِ(ص): لا یَستَقیمُ إیمانُ عبدٍ حتى یَستَقیمَ قلبُهُ، ولا یَستَقیمُ قلبُهُ حتى یَستَقیمَ لِسانُهُ”، پیامبر گرامی اسلام فرمود ایمان هیچ بنده‌ای درست نمی‌شود مگر هنگامی که قلبش درست شود، و قلبش درست نمی‌شود مگر وقتی زبانش پاک و راست باشد.

ما در شهری هستیم که امام جمعه‌ی شهید آن، کتاب «قلب سلیم» را نوشته است. قلب سلیم نشانه‌ی ایمان حقیقی است.

اگر قلب درست نباشد و با خدا صاف نباشد، ایمان انسان کامل نمی‌شود.

حال برای درست کردن قلب، باید زبان را کنترل کنیم؛ چنان‌که پیامبر(ص) فرمودند. اگر زبان هرچه می‌خواهد بگوید، قلب بیمار می‌شود.

پس اگر دنبال قلب پاک، سالم و خالص هستید، باید زبان را مهار کنید.

سپس در ادامه حدیث امیرالمؤمنین فرمودند اکنون که چنین است، بکوشید کاری کنید که روز قیامت، دستانتان آلوده به خون و مال مردم نباشد و زبانتان آبروی مردم را نریخته باشد.

گاهی انسان خون ناحق می‌ریزد یا پول مردم را به ناحق می‌خورد و برایش نام‌های مختلف می‌گذارد: هدیه، حق‌القلم و مانند آن؛ اما در حقیقت، ظلم است.

حضرت علی(ع) دلش برای من و شما می‌سوخت، نه برای نفع شخصی خود؛ بلکه برای نجات ما فرمودند: روز قیامتی هست، مراقب باشید شیطان فریب‌تان ندهد؛ دست‌تان به خون کسی آلوده نباشد، مال حرام نخورده باشید، و زبانتان آبروی مردم را نریخته باشد.

این روزها در فضای مجازی بسیار دیده می‌شود که با یک نوشته یا شایعه، آبروی فردی از بین می‌رود. آیا ما حق داریم چنین کنیم؟

چقدر شنیده می شود که فلانی آمده ملک غیر را به دیگری فروخته یا بیت المال را به ظلم و ناحق خورده است و از کشور فرار کرده اما خیال کرده فرار کرده و در چاله جهنم افتاده است.

امیرالمومنین فرمود :اگر می‌توانید، کاری کنید که در روز قیامت و در پیشگاه درگاه الهی دستانتان پاک باشد؛ از مال، خون و زبان آلوده دوری کنید، که این معاملات تنها سودِ حقیقی انسان را تضمین می‌کند، و خلاف آن جز ضرر نیست.

خطبه دوم:

محور نخست ناظر به رمز قوی شدن کشورمان و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است.

هرچه در طول دویست و پنجاه سال گذشته تجربه کرده‌ایم، نشان می‌دهد تنها راهی که ایران و ایرانی می‌تواند به عظمت و پیشرفت دست یابد، قدرت‌مند شدن کشور بوده زیرا قوی بودن ایران، ملاک پیشرفت است.

بارها این سخن گفته شده و باز هم می‌گوییم: تاریخ دویست و پنجاه ساله‌ی گذشته را بخوانید.

صدها بار به اروپا رفتیم، به انگلیسی‌ها اعتماد کردیم؛ در ابتدا آن‌ها را پیش‌قدم دانستیم، اما در پایان فهمیدیم که همان‌گونه که گفته‌اند، «روباه» هستند؛ یعنی حیله و نیرنگ دارند، قرارداد می‌بندند اما هرگاه به سودشان نباشد، رها می‌کنند و می‌روند.

آیا باز هم باید همان تجربه را تکرار کنیم؟ نسل جوان می‌خواهد دوباره راهی را برود که پیش‌تر آزموده شده است؟ هرکس چیزی را که پیش‌تر تجربه شده دوباره بیازماید، پشیمان می‌شود و این پشیمانی ممکن است دو یا سه قرن دوام آورد، بی‌آنکه سودی داشته باشد.

برادران و خواهران، اعتماد به انگلیس، فرانسه یا آلمان بارها آزموده شده است.

در جنگ جهانی دوم سلاح‌های آلمانی در دست ارتش ما بود و هنوز هم برخی کلت‌های آلمانی باقی مانده‌اند.

آیا تکیه بر آلمان به نفع ما تمام شد؟ به خدا باید توکل کرد، چنان‌که قرآن می‌فرماید “فَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ”.
اشتباه بزرگی که در تاریخ معاصر ما تکرار شده این است که پی‌درپی به این کشورها تکیه کرده‌ایم؛ گاه به انگلیس، گاه به آلمان و فرانسه، و در دوره‌های اخیر به آمریکا. آن روزی که رهبر عزیز انقلاب برای جوانان درباره‌ی مصدق سخن گفتند، اشاره کردند که مصدق دولت ملی‌اش را بر پایه‌ی اراده‌ ملت بنا نهاد، اما تصور کرد اگر در برابر انگلیس به آمریکا تکیه کند، نتیجه می‌گیرد. در حالی‌که این گرگ‌ها و روباه‌ها قابل اعتماد نیستند.

از قدیم گفته‌اند دست بر زانوی خویش بگذار و برخیز؛ کسی نیست دستت را بگیرد.

باید دندان طمع را بکشیم.

این سخن به معنا‌ی قطع رابطه‌ی اقتصادی یا معامله‌ منصفانه با آنان نیست، بلکه نباید تکیه‌گاهمان آن‌ها باشند.

استقلال کشور در گروِ آن است که ایران قدرتمند شود.

قدرتمندی ابعاد مختلفی دارد؛ طبیعی است که گاهی کشور قدرتمند نیاز به سلاح و موشک دارد، بله باید داشته باشیم، اما قدرت فقط در موشک و سلاح خلاصه نمی‌شود.

رهبر معظم انقلاب در روز دوازدهم آبان، به مناسبت روز مبارزه با استکبار جهانی سخن گفتند و فرمودند باید حرکت علمی کشور شتاب داشته باشد و از دنیا عقب نمانیم. دانشجوی عزیز و طلبه‌ی محترم نباید چنین بیندیشد که اگر مدرکی بگیرد یا عمامه‌ای بر سر نهد، دیگر وظیفه‌ای ندارد. حوزه و دانشگاه دو نهاد علمی و پیش‌برنده‌ی جامعه‌اند؛ باید با سرعت و شتاب به سمت مرزهای دانش حرکت کنند.

دو روز پیش در مجموعه‌های ارتش فارس همایشی برگزار شد با عنوان «هوش مصنوعی و نقش آن در امنیت و سیاست». بنده نیز چند دقیقه سخنرانی داشتم و عرض کردم همان‌گونه که رهبر انقلاب فرموده‌اند، باید با هوش مصنوعی عمیق آشنا شوید.

معنای این سخن تنها یادگیری برنامه‌نویسی یا طراحی نیست.

امروز چینی‌ها و آمریکایی‌ها مدل‌هایی از هوش مصنوعی ساخته‌اند و ما نیز مدلی می‌سازیم، اما باید یک گام فراتر رویم؛ یعنی فلسفه‌ی هوش مصنوعی را بشناسیم.

شاید این پرسش تازه‌ای است، اما برای حوزویان تازگی ندارد.

طلاب علوم دینی پایان‌نامه‌هایی پیرامون همین موضوع آماده کرده‌اند که فلسفه‌ هوش مصنوعی چیست و آیا هر علمی نیاز به فلسفه دارد یا نه. آن‌ها فلسفه‌ی علم خود را دارند و ما نیز باید فلسفه‌ی علم خودمان را داشته باشیم.

قدرتمند شدن کشور فقط به ساخت ابزار و تجهیزات نیست. در محافل تصمیم‌گیر علمی دیده‌ام که گاهی می‌گویند «تحقیقات کاربردی» لازم است، در حالی‌که تحقیقات پایه و بنیادی نیز ضروری‌اند.

اگر مبانی فلسفی و فکری یک مسئله را نشناسیم، توان اجتهاد و نوآوری نخواهیم داشت و نمی‌توانیم مرزهای دانش را بشکافیم. ایرانِ قوی کشوری است که حوزویانش برای سربازی امام زمان(عج) و خدمت‌گزاری به نائب ایشان سر از پا نشناسند و هر روز در علوم خود چند گام جلوتر روند.

همچنین دانشگاه‌ها باید شتاب علمی خود را حفظ کنند تا ایران به جایگاهی برسد که هیچ‌کس جرأت نگاه چپ به ایران و ایرانی نداشته باشد.

قدرت‌مندی هم به علم نیاز دارد و هم به سلاح روز؛ در همه‌ ابعاد باید کار کنیم.

اقتصاد نیز باید سامان یابد. تذکرات رهبر انقلاب به دولت درباره‌ی معیشت و اقتصاد را بارها شنیده‌ایم و باید عمل کنیم.

اما در این میان سؤالی مطرح است: اگر این‌همه کار داریم، پس چرا صدای واحد و هماهنگی نمی‌شنویم؟ چرا هرگاه متوجه مشکل می‌شویم، فقط می‌پرسیم «چرا نمی‌شود؟». یک دست صدا ندارد و همه باید همفکری و همراهی کنیم. امام راحل فرمودند وقتی یک ملت همه با هم باشد، شکست‌ناپذیر است.

از بازاری و کاسب گرفته تا فیلسوف و دکترای فیزیک باید یک‌دل و یک‌صدا بگوییم ما می‌خواهیم ایران را عزیز و قدرتمندتر کنیم.

تنها راه پیش‌رو، حرکت به جلو است؛ بازگشت یعنی تن دادن به تسلیم قدرت‌های جهانی، و ما هرگز توسری‌خور نبوده و نخواهیم شد.

شما بزرگواران و متدینین باید فکر کنید و کلاه خود را قاضی کنید. هنگامی که همه می‌خواهند به میدان بیایند، باید کار کنیم.

اگر می‌خواهیم حکمرانی مردم‌پایه داشته باشیم، همه باید در میدان باشند.

کسانی که جلوتر حرکت می‌کنند باید مراقب عقب‌مانده‌ها باشند.

همان طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند «نزدیک قله هستیم». این مسیر مانند کوهنوردی است؛ همه تجربه‌ کوه‌پیمایی دارید.

در صف کوهنوردان، آن‌که جلوتر است باید گام‌هایش را آهسته‌تر بردارد تا دیگران برسند.

بسیار اوقات برای اینکه همراهی شکل بگیرد، آن‌که جلوتر است.

حتی اگر توان سرعت بیشتر دارد، باید مراعات کند تا بقیه برسند؛ و آنان که عقب‌ترند باید بکوشند تا همگام شوند.

با هم بودن، لازمه‌ی پیروزی است.

حکمرانی مردم‌پایه یعنی تقسیم کار صحیح. هر کسی باید احساس مسئولیت کند.

نباید همه‌چیز را بر دوش یک نفر گذاشت.

یک نفر هرقدر توانمند باشد، بدون همکاری دیگران موفق نمی‌شود.

همه باید پای کار بیایند.

ما نباید مانند قوم بنی‌اسرائیل عمل کنیم؛ باید همگی دست به دست هم دهیم و یاری کنیم.

رهبر معظم انقلاب قلبی مطمئن به عنایت الهی دارد و ما بندگان خدا، در ظهر جمعه می‌گوییم ای رهبر عزیز در مسیری که برای عزت اسلام و ایران برگزیده‌ای، تک‌تک مؤمنان پای کار و تا آخر ایستاده‌اند.

  • نویسنده : مریم توانا